مرتضى مطهرى
111
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كرد و جاهل نتيجه مىگيرد اساساً دين ملازم است با كهنه پرستى و علاقه به سكون و ثبات . در قرون اخير مسألهء تناقض علم و دين در ميان مردم مغرب زمين زياد مورد بحث و گفتگو واقع شده است . فكر تناقض دين و علم دو ريشه دارد : يكى اينكه كليسا پارهاى از مسائل علمى و فلسفى قديم را به عنوان مسائل دينى كه از جنبهء دينى نيز بايد به آنها معتقد بود پذيرفته بود و ترقيات علوم ، خلاف آنها را ثابت كرد . ديگر از اين راه كه علوم وضع زندگى را دگرگون كرد و شكل زندگى را تغيير داد . جامدهاى متدين نما همان طورى كه به پارهاى مسائل فلسفى بىجهت رنگ مذهبى دادند ، شكل ظاهر مادى زندگى را هم مىخواستند جزء قلمرو دين به شمار آورند . افراد جاهل و بىخبر نيز تصور كردند كه واقعاً همينطور است و دين براى زندگى مادى مردم شكل و صورت خاصى در نظر گرفته است و چون به فتواى علم بايد شكل مادى زندگى را عوض كرد ، پس علم فتواى منسوخيت دين را صادر كرده است . جمود دستهء اول و بىخبرى دستهء دوم فكر موهوم تناقض علم و دين را به وجود آورد . تمثيل قرآن اسلام دينى است پيشرو و پيش برنده . قرآن كريم براى اينكه مسلمانان را متوجه كند كه همواره بايد در پرتو اسلام در حال رشد و نمو و تكامل باشند ، مثلى مىآورد . مىگويد : مثل پيروان محمد مثل دانهاى است كه در زمين كاشته شود . آن دانه ابتدا به صورت برگ نازكى از زمين مىدمد ، سپس خود را نيرومند مىسازد ، سپس روى ساقهء خويش مىايستد . آنچنان با سرعت و قوّت اين مراحل را طى مىكند كه كشاورزان را به شگفت مىآورد . اين مثلى است از جامعهاى كه منظور قرآن است ، نمودارى است از آنچه آرزوى قرآن است . قرآن اجتماعى را پى ريزى مىكند كه دائماً در حال رشد و توسعه و انبساط و گسترش باشد . ويل دورانت مىگويد : هيچ دينى مانند اسلام پيروان خويش را به نيرومندى دعوت نكرده است . تاريخ صدر اسلام نشان داد كه اسلام چقدر براى اينكه اجتماعى